|
در سپهر دولتمداری
امروزی دنیای ما کمتر پدیدهای میتوان یافت که به
گستردگی انتخابات کاربرد داشته باشد، و باز کمتر
پدیدهای یافته میشود که اهمیت واقعی و تاثیر آن در
رفتار دولتها اینچنین گوناگون باشد.
برداشت همگانی از معنای انتخابات این است که گفته
میشود انتخابات شیوه دموکراتیک گزینش نهادهای
نمایندگی مردم است. و نیز گفته میشود که انتخابات
بهترین راه ممکن برای کنترل همگانی حکومت از سوی مردم
است که تا به امروز یاقته شده است. اما چگونه است که
در همه دولتهای امروزی به گونهای انتخابات برگزار
میشود، حتی آنجا که از دموکراسی خبری نیست و حتی
بوسیله آنهایی که آشکارا با دموکراسی سر ناسازگاری
دارند. پاسخ آن است که انتخابات تنها فن و روشی است
برای ساختن یک نهاد اجتماعی، مضمون و محتوای آن را در
چیزهای دیگر بایستی جستجو کرد . روشهای دیگری هم برای
ساختن نهاد اجتماعی وجود دارد که ارثی بودن و یا
انتصاب با روشهای گوناگون از آن جمله است. برای همین
است که شیوه انتخابی و روش انتخابات میتواند جانشین
روشهای ارثی یا انتصابی شده باشد بدون اینکه از
دموکراسی خبری باشد. و برای همین است که انتخابات
محدود به دولتها و نهادهای دموکراتیک نیست و امروزه
همه دولتهای جهان آن را به گونهای به کار میبرند.
در کشورهایی که امروزه به شیوه دموکراتیک اداره
میشوند نیز کاربرد فن انتخابات به پیش از پیدایش
دموکراسیهای امروزی برمیگردد. حتی پیش از پیدایش حق
انتخاب همگانی انتخابات وجود داشته است.
در نظامهای سیاسی امروزه انتخابات در جاهایی هم
برگزار میشود که از ساختار سیاسی دموکراتیک برخوردار
نیستند. در کشورهایی که حاکمیت یک حزب در قانون اساسی
تضمین شده است نیز انتخابات برگزار میشود و نهادهای
نمایندگی با فن انتخابات بازسازی میشود بدون اینکه از
محتوای دموکراتیک برخوردار باشد، برای اینکه حاکمیت
تضمین شده قانونی یک حزب با دموکراسی بیگانه است. در
کشورهایی که به شیوه اقتدارگرایانه اداره میشوند نیز
انتخابات برگزار میشود بدون اینکه اقتدار دسته و گروه
حاکم به پرسش گرفته شود. و جایی که امکان جابهجایی
قدرت سیاسی میان گروهبندیهای سیاسی و اجتماعی گوناگون
وجود نداشته باشد از دموکراسی نمیتوان سخن گفت. از
کاربرد فن و روش انتخابات در نظامهای سیاسی دموکراتیک
تا اقتدارگرا میتوان نتیجه گرفت که اهمیت انتخابات در
نظامهای سیاسی گوناگون یکسان نیست و معنای آن در
نظامهای سیاسی گوناگون دگرگون میشود. کارکرد فن
انتخابات در نظامهای سیاسی گونهگون نیز یکسان نیست و
دگرگون میشود.
برای اینکه انتخاب کنندگان بتوانند آنچه را که
میخواهند برگزینند بایستی امکان انتخاب از گزینههای
گونهگون، دستکم دو گزینه، داشته باشند و در گزینش
خود نیز آزاد باشند. وجود گزینههای گوناگون و آزادی
گزینش اما نبایستی تنها در حرف باشد، بایستی بوسیله
قانون تضمین شده باشد تا حق گزینش و آزادی گزینش
خدشهدار و یا پایمال نشود. اگر آزادی گزینش از میان
گزینههای گونهگون وجود داشته و آن هر دو بوسیله
قانون تضمین شده باشد گفته میشود که انتخابات رقابتی
است. انتخاباتی که در آن امکان و آزادی گزینش از میان
چند گزینه و تضمین قانونی آن وجود نداشته باشد،
انتخابات نارقابتی است.
انتخابات رقابتی در دموکراسیهای امروزی بر پایه اصولی
استوار شده است که تضمین آن اصول پیششرط شناسایی و
پذیرش نتیجه انتخابات از سوی انتخاب کنندگان است. این
شناسایی و پذیرش همان است که در زبان سیاسی ما با
مشروعیت انتخابات بیان میشود. در میان آنچه که
مشروعیتآور است و شناسایی و پذیرش انتخاب کنندگان را
در پی دارد میتوان قاعدههای زیر را شمرد:
• وجود گزینهها گونهگون و آزادی نامزد شدن در
انتخابات و نیز آزادی گزینش انتخاب کنندگان از
گزینهها و نامزدهای گوناگون.
• رقابت میان نامزدها که با رقابت میان برنامهها و
خطمشیهای سیاسی گونهگون همراه باشد.
• شانس برابر در نامزد شدن و رقابت در انتخابات.
• آزادی انتخاب که بوسیله انتخاب مخفی از میان نامزدها
همراه باشد.
• نظام انتخاباتی چنان باشد که نتیجه ضداجتماعی به بار
نیاورد. و از جمله نتیجهای با اکثریت بسیار بزرگ به
بار نیاورد که امکان رقابت و یا مخالفت با آن را دشوار
سازد یا نابود کند.
• نتیجه انتخابات برای مدتی محدود و پیشبینی شده و
دورهای باشد، و با آن توان و آزادی انتخاب در
دورههای آینده محدود نشود.
|